در لحظه...
من ، تو بازار رشت ،بین مردم ، دست های گرم ،چایی های لب سوز ،گلدون های شاداب، لب های خندون ، مشغول تماشا ، مشغول بودن ، توی پیراهن آبی رنگ ، توی سبد های پر از ترشی ، پر از بوی خوشبختی ، پر از توجه....
+ نوشته شده در بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۸ ساعت توسط آیناز
|
T.me/aynazi-sh